ماجرای ماکارونی روی پیراهن تیم ملی.
سوال: چرا چند وقت پیش روی پیرهن تیم ملی ماکارونی تبلیغ شده بود؟
دلیل غذایی: ماکارونی برای ورزشکاران مفید است و نقش آن بر روی پیراهن تیم امید می دهد و تیم مقابل را از حال می برد.
دلیل فرهنگی: دلیل فرهنگی ندارد و اتفاقا ماکارونی عنصر ضد فرهنگی و ایتالیایی است اما به هر حال کلاس آن از دیزی بالاتر است و همان بهتر که مسولان کباب کوبیده را تبلیغ نکردند.
دلیل ادبی: وقتی روی ماشین تیم ملی نام مینیاتور می گذارند تبلیغ پیراهن تیم ملی هم باید ماکارونی باشد .
دلیل انتخاباتی: دیده شده در بعضی از جلسه های انتخاباتی به مردم ماکارونی می دهند و این دلیلی است برای اهمیت بحث ماکارونی.
دلیل تاریخی: در تاریخ دیده شده بعضی تیم ها از گل کلم، خیارشور و کاهو سکنجبین هم برای تبلیغ استفاده کرده اند.
دلیل اصلی: فدراسیون باید برای خودش درآ«دزایی کند حالا به ره طریقی.
دلیل دایی... ؟
دلیل کفاشیان...؟
دلیل فردوسی پور...؟
منبع: جیم
سال نو مبارک
سلام و درود فراوان بر شما خواننده عزیزی که نظری بر وبلاگ من می افکنید.حدود 6 ماه در صحنه اینترنت نبودم و وبلاگ در شرف تعطیل شدن بود.کم کم میخوام دوباره بنویسم.من سوم راهنمایی ام.درس ها زیاده و چون پیش زمینه ایه برای دبیرستان، باید خوند و خوند و خوند.حالا من دارم خودمو برای آزمون تیزهوشان آماده می کنم.البته تلاش خودمو می کنم ولی نمی دونم چرا بعضی اوقات تمایلی ندارم که کار بکنم یا تست بزنم.گرچه الان دیگه این حالت رفع شده و تلاش بیشتری می کنم.می خواستم یه مشورتی با شما بکنم.به نظر شما چه جور برنامه ریزی برای این جور آزمون ها خوبه؟اصلا نمی دونم دقیقا باید چطوری بخونم بکنم.دانشش رو نسبتا دارم و هر وقت که تست می زنم بالای 80 درصد می زنم ولی معمولا سر بحث هایی مثل فیزیک گیج میشم.
بگذریم، سال نو رسیده.عید شما مبارک باشه و امیدوارم سال اصلاح الگوی مصرف باعث بشه که درست مصرف کردن رو یاد بگیریم.
پ.ن.باخت مفتضحانه تیم ایران تسلیت باد.
هر چی شد همون
شاید تا حالا هر کی این وبلاگو خونده از این تعجب کرده که چرا اسم این وبلاگ هرچی شد همونه.تعابیر مختلفی میشه کرد.مخصوصا اینکه شاید صاحب این وبلاگ پایبند به تمام مقررات سرنوشت و تقدیره.ولی می خوام بگم شاید اینطور نباشه.
من کلا آدمی هستم که وقتی یه اتفاقی می افته به ندرت به یاد تقدیر می افتم.نمی دونم چرا ولی مثل خیلی از آدمها که همیشه در حال لعن و نفرین به بخت بد و تقدیر هستند نیستم.شما چطوری هستید؟می خواید با تقدیر مبارزه کنید یا موندن و پژمردن رو ترجیح می دید؟
از نظر من تقدیر هم بدترین دشمن و هم بهترین دوست آدمها ست.یه جاهایی می تونه بد باشه یه جاهایی خوب.بعضیا ترجیح می دهند همیشه باهاش مبارزه کنند.باید هم باهاش مبارزه کنیم هم باهاش دوست باشیم.وگرنه ممکنه تقدیر به ما پشت کنه و اونوقته که تبدیل به خوفناک ترین دشمن انسان می شه.
تا به حال شده است که با تلاش و کوشش همگانی به یک پیروزی بزرگ برسید؟منظورم هدف های شخصی نیست.یک هدف همگانی است.
اردیبهشت امسال که من سال دوم راهنمایی بودم قاعدتا طبق روال هر سال باید اردو می رفتیم.زمان اردو بود و همه ی مدارس دانش آموزان شان را به اردو می بردند.مدرسه ما در زمینه اردو بردن خیلی بی بخار بود و اصلا اهمیتی نمی داد.در حالی که مدارس دیگر همه به شهر های مختلف کشور می رفتند.
باز ما به همان اردوگاه شهید مطهری در فومن هم راضی بودیم.ولی امسال تصمیم گرفته بودند که ما را به اردو نبرند!
در طی آن چند روز مربی پرورشی و مدیر و معاونین مدرسه با شورش های مداوم و کم اهمیتی از طرف هسته اصلی دانش آموزان روبرو شدند که کاری از پیش نمی برد.یک بار ما تمام زنگ پرورشی را به اعتراض و داد و فریاد گذراندیم و یک بار هم که جلسه شورا بود و من به عنوان میهمان افتخاری و نماینده گروه نمایش مدرسه در آن حضور داشتم، بچه آن قدر متلک بار کردند که بالاخره مربی پرورشی یک وعده الکی به ما داد تا ما را ساکت کند.
چند روز گذشت هیچ چیز نشد.هیچ اتفاقی نیفتاد.تا این که یک روز در زنگ تفریح، بدون هیچ هماهنگی قبلی و به طور ناگهانی، هسته اصلی شورش ها و انقلاب های دانش آموزی یک انقلاب همگانی را پایه ریزی کرد.در عرض سه دقیقه 400 نفر دانش آموز مدرسه به هم پیوستند و در یک راهپیمایی عظیم با شعار های:اردو،اردو و ما اعتراض داریم، اردو نیاز داریم سعی در تصرف مدرسه کردند.
نمی دانید چه خبر همه باهم راه افتادیم و همه جای مدرسه را گرفتیم.مدیر و ناظم و معلم و هیچ کس نتوانست جلوی ما را بگیرد تا زمانی که اسی کوماندو(آقای اسلامی ناظم رزمی کارمان) وارد عمل شد و چند نفر را لت و پار کرد.ما هم دوباره به عقب برگشتیم و به کلاس فرار کردیم.
وقتی در کلاس بودیم از طرف کلاس ما شعار دوباره ی ارد اردو در سایر کلاس ها پخش شد.این آشوب یک ربع ادامه داشت تا زمانی که بالاخره موافقت کردند ما را به اردو ببرند و هفته ی بعدش رفتیم!
مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه
ترس غیر منطقی از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal به معنی امتناع از مدرسه رفتن است و یکی از نشانه های اضطراب جدائی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده بود.
- امتناع از مدرسه رفتن در هر سنی دیده می شود، اما معمولاً در ابتدای هر مقطع به صورت واضح تر و عینی تر خود را نشان می دهد. تقریباً این مسئله در بین پسرها و دخترها در سنین آغاز مدرسه به طور یکسان دیده می شود، اما در سطوح بالاتر با اندکی تفاوت از یکدیگر سبقت می گیرند. در خانواده هایی که بچه ها با فاصله های زیاد از یکدیگر متولد می شوند شایعتر بوده و همانطور که گفته شد شایع ترین دلیل ترس از مدرسه در بین کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشی از اضطراب جدایی از والدین بخصوص مادر است.
- معمولاً مادران بچه هایی که دچار اضطراب جدایی هستند شخصیتی افراطی، مضطرب، بیش از اندازه حمایت کننده، مردد، غیرمنطقی، حساس و عاطفی (سمپاتیک) دارند که اضطراب خود را با بیان افکار منفی و اضطراب آلود و عمل خود به بچه ها منتقل می کنند.
- اغلب مادران کودکانی که ترس از مدرسه رفتن دارند، افرادی وسواسی، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود یا یکی از نزدیکانشان در کودکی دچار همین مشکل بوده اند.
- ترس یا امتناع از مدرسه بیش از آنکه علت شخصیتی، عاطفی یا... داشته باشد، ناشی از یادگیری است. مادر یا پدری که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکته های منفی از محرکها و مکانهایی مثل مدرسه یا درس خواندن می دهند وقتی تجربه های منفی توأم با وحشت و ترس و اضطراب، خود را از دوران تحصیل و مدرسه، تنبیه و توبیخ ها به بچه ها انتقال می دهند و از آنها می خواهند مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنان می کارند.
تجربه نشان داده امتناع یا ترس از مدرسه در هر سنی دیده می شود. اما علت ها و دلایل متفاوتی دارد.
مقطع ابتدایی: نقش والدین و اضطراب جدایی این سن مصادف است با ساخت طرح واره هایی از محیط اطراف که توسط نزدیک ترین افراد به فرد انتقال داده می شود، کودک ۶ یا ۷ ساله آمادگی بسیار زیادی برای دریافت، ذخیره و حفظ اطلاعاتی دارد که نزدیکان به خصوص پدر و مادر، خواهر و برادر، در مورد یک شیء، مسئله، مکان یا فرد به او می دهند. هر گونه برداشت منفی و انتقال آن به کودک، التهاب، دلواپسی، تشویش، اضطراب و ناراحتی یا آرامش، انگیزه مثبت، تلاش و کوشش، شادمانی و هیجانات مثبت می تواند در واکنش کودک یک مسئله مؤثر باشد.
آنچه والدین به صورت احساس، افکار، اعمال و گفتار به فرزندشان انتقال می دهند، بخصوص در این سن او را نسبت به حضور یا عدم حضور (مثلاً در مدرسه و کلاس) تهییج می کند. ایجاد باورهای غلط نسبت به معلم، ایجاد یأس و یا ناامیدی از آینده، بیان و ابراز تشویش و نگرانی از چگونگی حضور بچه ها در مدرسه و... حساسیت منفی و واکنش عاطفی او را در پی خواهد داشت و هر گونه تأکید و تحریک کودک در این شرایط به حضور در مدرسه شدت واکنشها را افزوده و نتیجه منفی به بار می آورد.
اضطراب جدایی
عامل دیگر، اضطراب کودک از جدا شدن و از دست دادن تکیه گاه، پناهگاه و وابستگی به مادر است. معمولاً مادران سعی در وابسته نمودن کودکان به خویش دارند و به واکنشهای عاطفی آنان نسبت به ترک پاسخ می دهند که در طولانی مدت و در هنگام وارد شدن به محلی ناآشنا یا تغییر مکان بدون حضور مادر، دچار نوعی حالات اضطراب به نام اضطراب جدایی Anxiet separation می شود که خصوصیات آن اضطراب شدید، موقع جدا شدن از افرادی است که کودک وابستگی مهمی نسبت به آنها دارد. این وابستگی می تواند به خانه یا محیط های آشنا هم باشد، گاهی در بچه ها هنگام جدا شدن از مادر حتی نشانه هایی از هراس هم دیده می شود، که فراتر از آنچه که از سطح رشد آنها انتظار می رود، است.
راهنمایی
در این سن اضطراب جدایی جای خود را به امتناع از مدرسه رفتن می دهد، در واقع در این مقطع امتناع از مدرسه رفتن مطرح می شود نه ترس و آن به دلیل کسب تجربه های عینی است از حضور در مدارس ابتدایی، مشاهده رفتارها، ارائه اطلاعات واقعی یا غیرواقعی از مقطع تازه، توسط همسالان، افراد خانواده و غیره، وابسته شدن و عادت به حضور یک معلم در تمامی دروس ، تعداد کم دانش آموزان کلاس و ترس از حضور در کلاسهای حجیم یا معلم های مرد (بیشتر برای پسرها) ، عدم آگاهی نسبت به مقطع، قوانین و مقررات مدرسه، سختگیری کادر اجرایی و دبیران و در صورتی که از نظر آموزشی ضعیف بوده باشند، ترس از ناتوانی و شکست تحصیلی.
این دوره از حساسترین دوران زندگی فرد است. تحولات مربوط به بلوغ، رشد فکری و روانی، تمایل به استقلال طلبی، تغییر در ارزشها و تحولات جسمانی از این سن آغاز می شود.
نوجوان در این سن بسیار حساس، زودباور و تأثیرپذیر است. تجربه های قبلی از نحوه رفتار معلم، محیط آموزشی، ناظم و مدیر و روابط با همسالان در چگونگی واکنش او نسبت به محیط تازه مؤثر است.
بی تردید در آغاز هر پایه به طور طبیعی مواجه با نوعی دلشوره اضطراب و نگرانی نوجوانان در برخورد با محیط تازه تحصیلی خواهیم بود.
اخلاق و رفتار معلم، طرز تفکر او، سطح فرهنگی، کیفیت و نحوه آموزش دروس، و برخوردش با مسایل و مشکلات بچه ها، روش کلاسداری و تدریسش و شیوه های انضباطی او، جاذبه و دافعه اش ، تشویق و تنبیه، نظم و ترتیب در دوره ابتدایی و آغاز دوره راهنمایی تأثیر سازنده یا مخرب در افکار و واکنشهای او به محیط تازه دارد.
متوسطه
این دوره همراه با تغییر در نگرشها! باورها، ارزشها، تغییرات بلوغ و تحول عمیق در لایه های مختلف شخصیت است. با ورود به مقطع نظری نوجوان دوره وابستگی به والدین، کودکی و مطیع بودن را کنار می گذارد. اما نه به طور کامل! والدین به علت تغییر در ظاهر فیزیکی و سعی در مستقل شدن نوجوان، او را رها می کنند. (در واقع استقلال می دهند) اما نوجوانانی که تا این سن چه از لحاظ درسی و چه تربیتی تحت تأثیر والدین بخصوص مادران، اتکا و حمایت او بودند، ناگهان خود را بدون حامی تنها در محیطی بسیار شلوغ افرادی سختگیر و (از دید خود) خشن می بیند. تجربه سختگیریها، شکستهای درسی، توبیخ، بدرفتاری مسئولان مدرسه، تندخویی و خشونت از طرف معلم و... او را نسبت به حضور در محیط مدرسه بیزار می کند. تغییر در حجم، کیفیت و موضوع کتب درسی و افزایش تعداد دروس و ناآشنایی با واحدهای درسی و... در نخستین روزهای حضور در مدرسه او را دچار حالات عصبی و عاطفی می کند، که در نهایت احتمال امتناع از مدرسه رفتن و نهایتاً در صورت برخورد واکنشهای جسمانی مثل سردرد، دل درد، حالات تهوع و بیماریهای ناگهانی از خود نشان می دهند (این مسئله در تمامی مقاطع دیده می شود.(
عامل پنهان
آنچه معمولاً مورد کم توجهی مسئولان و دست اندرکاران مدارس و آموزش و پرورش قرار می گیرد، توجه به فضا و محیط فیزیکی مدارس است! با یک نگاه به کودکستان ها و پیش دبستانها می بینیم از کوچکترین فضایی برای جلب توجه به ایجاد شوق در بچه ها استفاده می کنند. جذابیت، شادابی و طراوت محیط آموزشی نقش مهمی در جذب، ایجاد آرامش درونی و علاقه به حضور در مدرسه دارد. کمتر مدرسه ای را می بینید که دیوارهایش آجری نباشد! یکی از مسئولان آموزش و پرورش منطقه غرب تهران می گفت: وقتی دیواره ها و محیط دبستان کنار اداره را می بینیم با آن پرچم روی دیوار و صبحگاهی، به یاد پادگان های اطراف تهران می افتم! بچه های مثل سرباز توی صف ایستاده و به زور خود را کنترل می کنند!
در واقع در مقطع ابتدایی جذابیت و زیبایی فضای مدرسه و استفاده از رنگ های شاد و تصاویر جذاب و جالب به همراه وجود فضای سبز در مدرسه می تواند در تغییر نگرش و کاهش اضطراب بچه ها مفید باشد. کلاسهای کوچک و تاریک یا بسیار وسیع با تعداد زیاد دانش آموز، بچه ها را در نخستین تجربه حضور در مدرسه وحشت زده می کند! سال قبل در یک نظر سنجی که از بچه ها به عمل آوردم، اکثراً معتقد بودند مدرسه مثل زندان است!
بچه ها مثل سرباز باید مراقب هر نوع رفتاری باشند! همه چیز درس است! معلم ها اغلب کم حوصله، عصبانی و زودرنج می باشند. هر چند هستند معلم هایی بسیار پر نشاط، شاداب و خنده رو...
راهکار
والدین تجارب افکار بازخوردهای منفی خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند، با تأکید بر مراحل مختلف رشد کودکی و نوجوانی و تغییرات هر مرحله والدین رفتارهای خود را متناسب با این تغییرات، تغییر دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و ترس از معلم، تشبیهات (اگر بچه خوبی نباشی میگم معلم تو را تو کلاس حبس کند) خودداری کنند. خاطرات، یادواره ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم های دوره ابتدایی را با بچه ها در میان بگذارند، از معلم ها با القاب خوب (با لبخند) یاد کنند. آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچه ها انتقال دهند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلم ها و محیط مدرسه آشنا کنند، به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف، تنبیه یا توبیخ نکنند. بچه های دیگر را به رخشان نکشند، تفریحات آنها را محدود نکنند، و دلیلش را مدرسه رفتن قلمداد نکنند. بچه ها را در دوره ابتدایی به خود وابسته نکنند، سعی کنند روشها را به آنها بیاموزند و بگذارند خودشان با کمک و یاری والدین در حد اعتدال تکالیفشان را انجام دهند. برای جلوگیری از انزواطلبی و دوری گزینی سعی کنند از دبیران در منزل استفاده نکنند، آنها را تا می توانند در محیط های آموزشی و حضور در جمع قرار دهند.
نکاتی برای مسئولان
برای کاهش هر چه بیشتر مشکل امتناع از مدرسه سعی کنید در هر مقطع از وجود کارشناسان روان شناسی و مشاوره به صورت مستمر در مدرسه بخصوص ابتدایی و راهنمایی استفاده کنید. مشاور با ایجاد روابط عاطفی پایدار خواهد توانست بچه ها و نوجوانان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده و شیوه برخورد با مسایل و مشکلات عاطفی و آموزشی را به آنها بیاموزد.
"محیط آموزشی و فیزیکی مدرسه ها را شاد کنیم، جذابیت مهمترین عامل جذب بچه هاست."
http://www.classro.blogsky.com/category/cat-11
ای خدا!مدرسه شروع نشده دان امتحان می گیرند.خدایی نامردیه.بعد سه ماه تفریح و گردش و تعطیلی حالا باید صبح تا شب سرت تو کتاب باشه چون هنوز 22 روز نگذشته دارن امتحان می گیرن.
مدرسه جای خوبیه.به غیر از درس، دوستی و رفاقت و وفا و صمیمیت هم توی مدرسه هست.مدرسه جای عجیبیه.اتفاقات گوناگونی توش رخ می ده.یه بار دعوا میشه، یه بار آشتی میشه.
مدرسه ما هم یکی از همین جور جاهاست.ماجرا های خیلی جالبی توش اتفاق می افته.ماجرا های من و دوستهایم.
درسم بد نیست.غالبا 19،20 اینها می گیرم.ولی همه اینها به کنار، دوستای خوبی دارم.همین هم کافیه.
دوست خوب نعمت خوبیه.اگه دارین قدرشو بدونین.
شبهای قدر هم رسید.شبهای احیا، شبهای خودسازی، شبهای عبادت...رسید.سرنوشت یک سال ما در این سه شب معلوم می شود.همه ما در این شبها مشغول طلب مغفرت هستیم.
اعتقاد شما به این شب ها چقدر است؟من اعتقاد دارم واقعا اگر در این شب ها طلب آمرزش کنیم خدای تبارک و تعالی کارنامه مارا امضا کرده و آقا امام زمان ضمانت ما را در آخرت خواهد کرد...
بنام خدای جهان آفرین پدید آور آسمان و زمین
خداوند بخشنده و مهربان فر ستنده آیه از آسمان
هلا آ دمیزاده ی با تمیز تو هستی به نزد خدایت عزیز
وجودت به نزد خدایت نکوست وز آن آفریدت که می داشت دوست
ملک را به فرمانبری برگماشت که ات از ملک بشتر دوست داشت
برایت ز افراد عالیجناب نموداست پیغمبران انتخاب
که در راهها رهنمایت شوند پیام آ وران خدایت شوند
بسوی تو قرآن فرستاده است هدایات در آ ن فرستاده است
مگر تا زلغزش بوی در امان در انجام هر گونه کار جهان
عمل طبق دستور قرآن کنی هرآن کار بهتر بود آن کنی
مگر تا شب قدر ماه صیام به برنا مه ریزی نمایی قیام
بدانی که برنامه ریزی به چیست که را نیست برنامه ای نظم نیست
تورا گرکه بر نامه ریزی بود چو یکسال شیطان ستیزی بود
شبی صرف کردن به تقدیر حال بسی هست بهتر ز هشتاد سال
که سر گردد عمری بدون هدف چنین عمر بیهوده گردد تلف
تورا آنگه از زندگی هست سود که در کار تو نظم و بر نامه بود
گرت در شب قدر برنامه بود ملک زاسمان پیشت آید فرود
به فرمان یزدان بهمراه روح کنندت کمک تا بگاه صبوح
زقرآن تورا رهنمایی کنند زکار تو مشکل گشایی کنند
که طرحی بریزید دارای اجر به صلح و صفا تا بهنگام فجر
که را نیست طرح و هدف با تلاش نه بیند بغیر از زیان در معاش
تورا بهره ای از شب قدر نیست اگر خود ندانی شب قدر چیست
کتاب های پارسیان و من را خوانده اید؟در حال تمام کردن جلد دومش هستم.یک سه جلدی زیبا و عمیق که تاریخ اساطیری ایران را در قالب رمان بیان می کند.در جلد اول(کاخ اژدها) به ماجرای فریدون و ضحاک ماردوش و در جلد دوم(راز کوه پرنده) به ماجرا های رستم دستان و در جلد 3(رستاخیز فرا می رسد)به ماجرای کوروش کبیر می پردازد.
هر کتاب این مجموعه از زبان نوجوانی است که در اثر اتفاق عجیبی در تاریخ وارد می شود.پرداخت زیبا،طراحی نو و بسیاری ویژگی های دیگر این کتاب ها را از بقیه کتاب ها متمایز می کند.
پ.ن.آقا فرید جان اون موضوع حله دیگه؟
پ.ن.از سیندروم و آقا فرید و خاله عادله ممنونم که همیشه هوای ما رو دارند.
